از همیشه به چیزی که میخواستم نزدیکترم، و از همیشه بی‌انگیزه‌ترم برای انجام دادنش.

دلم تنگ شده، دوسش دارم، و تمام حسای بد دنیارو بهم میده، بدون اینکه خودش بدونه شاید، شایدم خودش میدونه.

ساال بدی رو گذروندم، مثل سال قبلش و سال قبلترش، و....

دروغ نگم اکثر روزایی که گذشت رو توی حسرتش گذروندم.

چند روز پیش یه فیلم دیدم ازش، که کاش به جای همه آدمای تو فیلم من پیشش بودم.

الان بهش گفتم تو سال جدید دیگه مسیجی ازم نمیبینه. یعنی نمیبینه؟ یعنی میتونم؟ کاش بتونم، کاش یهو انقدر دلتنگ نشم که نفهمم دارم چیکار میکنم و فقط دلم بخواد یک کلمه ازش بخونم یا بشنوم.

دوسش دارم، صداش‌رو، چشماش رو، دستاش رو، نگاهش رو، همه چیش رو. کاش یه سال خوب داشته باشه، کاش برسه به هرچی میخواد، کاش همه روزاش پر از خنده باشه.